بحث مالکیت‌ دو باشگاه مشهدی در این چند سال اخیر به سوژه ای عجیب و دنباله دار بدل شده و به نظر پایانی هم برای آن نمی توان متصور بود.

در  باشگاه ابومسلم  ماجرایی عجیب جریان دارد. ابومسلمی‌ها با بنی‌اسد و دوستانش دائما تلاش می‌کنند خود را مالک واقعی ابومسلم جلوه دهند، در صورتی که بررسی اسناد و مدارک چیزی غیر از این را نشان می‌دهد؛ بررسی سیر تغییر مالکیت ابومسلم نشان می‌دهد تقریبا بازپس‌گیری ابومسلم توسط بنی‌اسد و عباسی غیرممکن است. درست وقتی در میانه‌های نهمین دوره لیگ برتر خیلی‌ها بر این باور بودند كه حضور ابومسلم با ترکیبی تقریبا قدرتمند در قعر جدول به دلیل اختلافات مالکیتی بنی‌اسد و شفق است، این دو راهی استانداری شدند و تمامی حق و حقوقات خود را به استانداری واگذار کردند تا بلکه ابومسلم بدون حضور آنها بتواند در لیگ ماندگار شود. آن زمان نیز استانداری خراسان رضوی، فردی به نام مهدی زمان را که به واسطه یکی از تهران‌نشینان معرفی شده بود به عنوان مالک باشگاه معرفی کرد، اما او هم با لجبازی های خاص یک مدیر، مانع ماندن تیم در لیگ برتر شد....

او که معلوم نبود چرا با وجود اینکه سال قبل از آمدن به پیام ضربه سنگین مالی خورده بود، دوباره راهی مشهد شد، با اصرار بیهوده خودش، فرهاد کاظمی منشوری را هم به مشهد آورد و بعد از آن هم در حالی پرویز مظلومی را روی نیمکت نشاند که هر لحظه بوی جدایی او و رسیدن به آرزوی دیرینه اش یعنی نیمکت استقلال به مشام می‌رسید. مشکل اصلی زمان حرف شنوی بی حد و اندازه‌اش از افرادی بود که نه تنها برای ابومسلم دلسوز نبودند که با آوردن امثال مظلومی و کاظمی به آنچه می‌خواستند رسیدند. با تمام اینها ابومسلم همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد سقوط کرد و به دسته پایین‌تر رفت.
در کش و قوس اینکه آیا مهدی زمان در ابومسلم خواهد ماند یا خیر، استاندار خراسان رضوی یکی از نزدیک‌ترین دوستانش را بر مسند مالکیت ابومسلم نشاند و این تیم ریشه‌دار را به فردی به نام وفایی سپرد. وفایی نیز فردی به نام شهسوار را به عنوان مدیرعامل تیم معرفی کرد و او هم با پیش گرفتن رویه‌ای مثل مهدی زمان، تیم را به قهقرا می‌برد که بعد از تمام لج و لجبازی‌هایش از مشهد رفت. بعد از این ابومسلم با حضور کاظم غیاثیان رویای صعود را در مرز واقعیت می‌دید، مصطفی بنی‌اسد به طور غیرمستقیم پا پیش گذاشت و تلویحا اعلام کرد تیمش را باید به او بدهند. او که دیگر علاقه‌ای نداشت خود پا در گود ابومسلم بگذارد، عباسی را به عنوان مالک ابومسلم آورد تا زنجیره افکار وفایی برای رسیدن به آرزوهای دور و درازش پاره شود.
استناد بنی‌اسد و عباسی برگه سندی بود که از بنی‌اسد به نام عباسی خورده بود، اما مصائب اصلی مالکیت دقیقا از همین جا شروع شد؛ مگر نه اینکه در جلسه استانداری بنی‌اسد، ابومسلم را به استان دو دستی تقدیم کرده بود؟ پس قاعدتا سند زدن به نام عباسی فروش مال غیر محسوب می‌شود، خود بنی‌اسد در پاسخ به این سوال می‌گوید: «من در برگه هبه، 3 شرط را قید کردم که بایستی محقق می‌شد که مهمترینش ارتقای جایگاه تیم بود» اما سوال اینجاست که مگر در ذیل آن برگه قید شده بود که در صورت محقق نشدن این شروط باشگاه به وی بازگردانده شود؟ خیر! و آیا واقعا بنی‌اسد از آنچه مدنظرش است به عنوان «شرط واگذاری» نام برده بود یا آرزوی ارتقای جایگاه برای ابومسلم را کرده بود؟ و اصلا چرا پس از سقوط ابومسلم از لیگ برتر، بنی‌اسد سراغ تیمش را نگرفت و یکسال این چنین منتظر نشست؟
به این ترتیب وفایی نیز که تاکنون برای ابومسلمی‌ها خرج کرده حاضر نیست تیمش را رها کند تا بنی‌اسد یا عباسی پای کار بیایند. از سویی عباسی می‌گوید کمیته انضباطی اعلام کرده باشگاه مال اوست و می‌‌تواند کارش را شروع کند. این گفته عباسی نه تنها با تکذیب رییس کمیته انضباطی روبه‌رو شد بلكه این سوال مطرح می شود آیا رییس جدید کمیته انضباطی از نامه هبه كردن باشگاه ابومسلم توسط بنی‌اسد به استانداری خبر داشته یا نه؟ اصلا سال گذشته وفایی با کدام مدرک مالکیت، تیم را روانه مسابقات کرده که امسال مدرک عباسی معتبرتر است؟ از همه مهم‌تر مگر همین سهامداران ابومسلم از مجتبی شریفی رییس پیشین کمیته انضباطی به دادگاه شکایت نبردند که چرا او به مسئله مالکیت ابومسلم ورود پیدا کرده؟ چطور آنها حالا کمیته انضباطی را تصمیم‌گیرنده می‌دانند و آیا مگر آنها تا همین چندی پیش به داشتن نامه‌ای از تاج، فخرفروشی نمی‌کردند که کمیته انضباطی حق ورود به پرونده مالکیت ابومسلم را ندارد؟ حالا استنادشان نظر کمیته انضباطی است؟
با تمام این‌ها آنچه مسلم است اینکه وفایی به این راحتی‌ها از ابومسلم دل نمی‌کند. عباسی هم بابت خرید امتیاز این باشگاه پول کلانی را متقبل شده و حاضر نیست از کنار آن راحت بگذرد. این وسط هواداران سینه‌چاک ابومسلم ضرر می‌کنند که دوسر ماجرا برای رسیدن به قدرتی به نام «مالکیت» با هم جدل می‌کنند، جدلی که انتهایش شکست یکی در برابر دیگری است که اگر بیش از این ادامه پیدا کند به شکسته شدن قامت ابومسلم خواهد انجامید.
پایان پیام
ایلنا
http://ilna.ir/newsText.aspx?id=191354

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

جدول نتایج زنده دیدارهای داخلی و خارجی