طرح از: عبدالرضا زرگری
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 2 بهمن 1394

z7ytkjjo4odfrcrkeiuy.jpg

یکی از وفادارترین‌ها و باتعصب‌های ابومسلم بود که در تمام طول عمر فوتبالی خود به باشگاه خود وفادار ماند و برای آن توپ زد و حتی در همان تیم و با پیراهن ابومسلم در حالی که چیزی از ورودش به دهه چهارم زندگی نمی‌گذشت، جهان را بدرود گفت. به گزارش ایسنا خراسان، اصالتش به سیستان و بلوچستان برمی‌گشت اما سال های زیادی بود که خانواده‌اش در مشهد زندگی می‌کردند، چهره سبزه و خندان و روی گشاده‌اش هنوز که هنوز است در یاد هواداران است. از سه برادر دیگرش که همگی فوتبالیست بودند کمی متفاوت بود، از تکنیک و عملکرد تا رفتار و اخلاق. هواداران جور دیگری او را دوست داشتند. از نونهالی با توپ فوتبال عجین شده بود و از نوجوانی فوتبال حرفه‌‌ای را با پیوستن به تیم‌های مشهد آغاز کرد. بازی زیبا، دریبل‌های هنرمندانه و شوت‌های سنگینش پیام آور تولد یک قهرمان بود و محمد اعظم را تبدیل به یکی از بهترین و صاحب سبک‌ترین هافبک‌های ایران کرد. آن زمان وقتی بچه‌های یک محل که هم فکر و هم بازی بودند، یک تیم را تشکیل می‌دادند و تا پایان همان را ادامه می‌دادند و از آن جدا نمی‌شدند. پیراهن یک باشگاه برای بازیکنان فوق العاده مهم بود و به احترام آن و به خاطر آن با تمام وجود تا هر زمانی که ممکن بود با تعصب به میدان می‌رفتند و از جان مایه می‌گذاشتند. در زمین‌های ناهموار برای تیم‌مان به میدان می‌رفتیم و مسافت‌های طولانی را با اتوبوس برای یک بازی طی می‌کردیم اما حالا بازیکنان امروز... محمد هم زندگی خود را برای ابومسلم گذاشت و حتی بعد از پایان دوران بازیکنی به عنوان مربی به کمک تیمش آمد، شاید همین تعصب و وفا و اخلاق اوست که نام محمد را در دل فوتبال دوستان زنده نگاه داشته است"........

 


 این صحبت دوست و یار قدیمی محمد اعظم است، "سعید جوشش" کسی که از نوجوانی تا پایان عمر کوتاه مرحوم اعظم همراه و هم بازی او بود.

جوشش در این‌باره می‌گوید: محمد اعظم در یک خانواده صد درصد ورزشی زندگی می‌کرد، حسن اعظم برادر بزرگ‌تر و اکبر و داوود اعظم برادران کوچک‌تر وی نیز در فوتبال فعالیت می‌کردند. ولی بدون شک محمد از جنس دیگری بود.  از سال 56 به همراه محمد در تیم نوجوانان سازمان آب سپس جوانان آتش نشانی حضور داشتم که در هر دو قهرمان مشهد شدیم. از سال 57 که لیگ دو جام تخت جمشید آغاز شد در تیم 25 شهریور من به همراه محمد، سعید صیامی، اصغر جانداری و ... یک تیم کاملا بومی و خراسانی را تشکیل دادیم که هدف آن پشتوانه سازی برای تیم ابومسلمی بود که در لیگ یک حضور داشت.
 
وی ادامه می‌دهد: پس از اتقلاب اسلامی در سال 57 ورزش در آن شرایط کمرنگ‌تر شد و کمتر مورد توجه قرار گرفت. در همان برهه به جای لیگ، تیم‌های منتخب از دو منطقه غرب و شرق کشور با یکدیگر به رقابت پرداختند. تیم منتخب خراسان نیز مجموعه‌ای از محمد اعظم، کاظم غیاثیان، اکبر میثاقیان، سعید صیامی و ... بود که من نیز در کنار آن‌ها بودم. محمد در 2 سال پایانی حضورش در تیم منتخب خراسان، بازوبند کاپیتانی را نیز به بازوی خود بست.  خوشبختانه در سطح مشهد و خراسان مورد عنایت بودیم و با ابومسلم قهرمان باشگاه‌های مشهد و خراسان شدیم.

پیشکسوت فوتبال مشهد به هنر محمد اعظم در میدان اشاره می‌کند و می‌گوید: محمد بازیکنی بود که جدا از داشتن تکنیک، یک ویژگی خیلی خوب داشت و این بود که حتی هم‌بازی‌های او نمی‌توانستند تشخیص دهند که محمد راست پاست یا چپ پا. محمد مانند مرحوم غیاثیان همه توانایی‌ها و حرکات را در هردو پای راست و چپ داشت. یکی از خصوصیات فوتبالیست‌های شاخص آن زمان این بود که درک بسیار بالایی درباره همه پست‌ها داشتند و مرحوم اعظم تمام پست‌ها را به بهترین شکل در زمین بازی می‌کرد و عملکرد فوق العاده‌ای داشت.

جوشش تاکید می‌کند: مطمئن هستم اگر مرحوم غیاثیان و محمد اعظم در شرایط امروز بودند جایگاه بسیار خوبی در فوتبال داشتند و هر دو بدون اغراق در تیم ملی فوتبال فیکس بودند. پیش از دهه 60 قرارداد بازیکنان تراز اول بسیار خوب بود اما بعد از آن با کم رنگ شدن ورزش و فوتبال، گذارندن زندگی تنها با فوتبال سخت بود اما محمد با علاقه زیادی که به فوتبال داشت و عجین شدن به آن، این مسیر را ادامه داد و در زمانی که فوتبال ما شکل حرفه‌ای و باشگاهی گرفت و اوضاع کمی بهبود یافت من و محمد وارد عرصه مربی‌گری شدیم. پس از آن من به همراه فیروز کریمی و مهاجری در ابومسلم مربی بودم که ابومسلم برای نخستین بار به لیگ برتر صعود کرد. سال بعد از آن به تهران رفتم و محمد به عنوان مربی به ابومسلم پیوست.

و اما جوشش از اتفاق تلخ فوتبال مشهد گفت: سال سوم حضور ابومسلم در لیگ برتر بود که محمد در حین تمرین تیم ابومسلم دچار ضایعه سکته قلبی شد. گویا در آن جلسه تمرینی، بیش از حد فعالیت کرده بود و نیمه‌های شب در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد از بین ما می‌رود...

وی ادامه می‌دهد: یکی از ویژگی‌های خوب محمد مردمی بودن او بود، با همه ارتباط برقرار می‌کرد و حتی با بازیکنان تیم حریف بسیار رفتار خوبی داشت. محمد صدای خوبی هم داشت و همیشه در جمع هم تیمی‌ها برای ما می‌خواند و همه ما خاطرات لحظه‌های خوبی را با او در خاطرمان داریم.
 
اما محمد اعظم از زبان کسی که بیش از 10 سال به عنوان معلم و مربی در کنار او بود و پا به پای او در فوتبال، آمد. سید مهدی قیاسی مربی پیشکسوت فوتبال خراسان که بازیکنان بزرگی را به فوتبال استان معرفی کرد.

این مربی ارزنده استان می‌گوید: محمد اعظم یکی از فوتبالیست‌های بسیار مستعد و عالی بود که می‌توانست در فوتبال به  تیم ملی کشور نیز خدمت کند اما متاسفانه در شرایطی مرحوم اعظم وارد فوتبال شد که کشور نگاه خاصی به فوتبال نداشت و آن زمان دوران جنگ تحمیلی بود. واقعا فوتبالیست خوبی بود و در تیم منتخب خراسان و ابومسلم عملکرد بسیار خوبی از خود به جا گذاشت.

وی ادامه می‌دهد: به خاطر دارم که دهه فجر سال 65 یکسری رقابت‌های چند بین تیم‌های ملی ایران، تیم ملی کره جنوبی، تیم ملی سوریه و تیم منتخب خراسان در مشهد برگزار شد. در این رقابت‌ها تیم ملی ایران تیم کره جنوبی را یک بر صفر شکست داد و تیم منتخب خراسان نیز مقابل کره جنوبی مساوی کرد و تیم سوریه را شکست د ادیم. تیم ملی ایران باید در دیداری دوستانه مقابل تیم منتخب خراسان به میدان میرفت. در آن زمان ناصر ابراهیمی سرمربی تیم ملی ایران بود که تماشاگر دیدارهای تیم منتخب خراسان بود و با توجه به بازی خیلی خوب مرحوم محمد اعظم عنوان کرد که این بازیکن حتما به تیم ملی دعوت می‌شود و بعد از آن با خنده گفت ولی اگر قرار باشد در تیم منتخب مقابل تیم ملی ایران به میدان برود وی را دعوت نمی‌کنیم، شب پیش از بازی محمد به تیم ملی دعوت شد و به همین دلیل نتوانست برای تیم منتخب بازی کند و اگر در تیم منتخب بود حتی می توانستیم بر تیم ملی غلبه کنیم که این دیدار با نتیجه یک بر صفر و پیروزی تیم ملی به پایان رسید.

سید مهدی قیاسی ادامه می‌دهد: مرحوم اعظم به تیم ملی دعوت شد و در تمرینات حضور داشتند اما وارد لیست نهایی تیم ملی نشد. در سطح بالایی از فوتبال قرار داشت و سال‌ها برای ابومسلم با میدان رفت و بازیکن قابل اعتنایی بود. در یک خانواده با سطح مالی متوسط زندگی می‌کرد و مجبور بود که هم به خانواده خودش برسد، هم خانواده پدری و به همین دلیل شاید نمی‌توانست شبیه بازیکنانی باشد که تنها به فوتبال و خودشان فکر می‌کنند اما با اراده خودش توانست به این سطح دست یابد و واقعا عملکردش زبانزد بود و تماشگران و هواداران او را دوست داشتند و همیشه در زمین بازی وی را تشویق می‌کردند.

وی درباره پست بازی محمد اعظم نیز می‌گوید: محمد هافبک وسط نفوذی بود و رو به جلو بازی می‌کرد و به گل هم می‌رسید. از عقب پاس‌های خیلی خوبی می‌داد و شوت‌های بسیاری زیبایی هم در زمین می‌کرد.‌

قیاسی خاطرنشان می‌کند: متاسفانه دوران طلایی محمد در زمانی بود که فوتبال خیلی به چشم نمی‌آمد و بازیکنان زیاد نمی‌توانستند پیشرفت کنند. بعد از پایان بازیکنی خود، وارد مربیگیری شد و در تیم های مختلف استان مربیگری را تجربه کرد و در نهایت در حالی که هنوز خیلی زود بود در حین تمرین ابومسلم دچار سکته قلبی شده و فوت می‌کند.

او می‌گوید: محمد قبل از حضور در بزرگسالان مربی تیم‌های پایه بود که از شاگردان وی می‌توان به علیرضا نیکبخت،  ارشاد یوسفی، ایمان نعمت پور و ... اشاره کرد.

13 سال گذشت و محمد اعظم بازیکن بزرگ ابومسلم خراسان، سوم بهمن ماه 1381 در سن 41 سالگی، ابومسلم و ابومسلمی‌ها را به جبر ترک کرد. به امید طلوع دوباره حجازی‌ها، اعظم‌ها، احدی‌ها، بهزادی‌ها و ... در فوتبال ایران.  




طبقه بندی: اخبار، تحلیل، تصاویر، دیدگاه، پوستر، فوتبال، هواداران، تاریخچه باشگاه، تشویق مشکی،  
برچسب ها: محمد اعظم، پیشکسوت، ابومسلم،
ارسال توسط مصطفی رحمتی
پیام های کوتاه شما...
آرشیو مطالب
ابر برچسب ها
امکانات جانبی


وبگاه رسمی هواداران باشگاه ابومسلم خراسان
اوقات شرعی
هر روز در محضر قرآن









حدیث روز
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ما را در گوگل محبوب کنید
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس